الشيخ السبحاني

98

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي )

فهميدند كه آنان اهل دوزخند ، اما اين كه ابراهيم براى پدر خود « آزر » طلب آمرزش نمود ، به خاطر وعده‌اى بود كه ابراهيم به او داده بود ، لكن وقتى قضيه براى ابراهيم روشن شد كه وى دشمن خداست ، از او تبرّى كرد و دورى جست و حقا كه ابراهيم مهربان و بردبار بود . « 1 » قراين زيادى نشان مىدهد كه گفت و گوى ابراهيم با آزر و وعدهء طلب آمرزش براى او كه سرانجام منجر به قطع روابط و تبرى شد ، در دوران جوانى ابراهيم بوده است ، يعنى موقعى بوده كه هنوز ابراهيم زادگاه خود ، « بابل » را ترك نگفته و آهنگ فلسطين و مصر و خاك حجاز نكرده بود . از اين آيه چنين نتيجه گرفته مىشود كه ابراهيم در دوران جوانى پس از ثبات و ايستادگى آزر كه در كفر و بت‌پرستى ، روابط خود را با او قطع كرد ، ديگر تا آخر عمر از او يادى ننمود . 2 . ابراهيم در پايان عمر خود ، يعنى در دوران پيرى ، پس از انجام يك مأموريت بزرگ ( تعمير بناى كعبه ) و آوردن زن و فرزند خود به بيابان بىآب و علف « مكّه » دربارهء گروهى ، از آن جمله پدر و مادر خود از صميم دل دعا كرد و استجابت دعاى خود را از خدا خواست ؛ وى در موقع دعا چنين گفت : رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَ لِوالِدَيَّ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسابُ « 2 » ؛ پروردگارا ! من و پدر و مادرم را بيامرز ، در روزى كه حساب برپا شود . اين آيه به صراحت مىرساند كه مراسم دعا ، پس از اتمام بناى كعبه كه ابراهيم در آن روزها دوران پيرى را مىگذرانده ، انجام گرفته است ، اگر « والدىّ » كه در اين آيه مورد مهر و علاقهء ابراهيم قرار گرفته و با دعاى خير ياد شده است ، همان « آزر » باشد ؛ معلوم مىشود كه ابراهيم تا دم مرگ و تا آخرين ساعات زندگى ، با آزر قطع رابطه

--> ( 1 ) . ما كانَ لِلنَّبِيِّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ وَ لَوْ كانُوا أُولِي قُرْبى مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحابُ الْجَحِيمِ . وَ ما كانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَها إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْراهِيمَ لَأَوَّاهٌ حَلِيمٌ « توبه ( 9 ) آيه 113 - 114 » . ( 2 ) . ابراهيم ( 14 ) آيه 41 .